چهارشنبه دهم مرداد 1386
وضعیت وخیم مجید توکلی
در اعتصاب غذا
امروز بیستمین روز اعتصاب غذای مجید توکلی، دانشجوی زندانی پلی تکنیک بود. و وضعیت جسمی این دانشجو در این روزها تحلیل رفتهاست تا جایی که در تماس آخر خود با خانوادهاش تنها چند جمله گفتهاست که تحت فشار برای اعتراف تلوزیونی است، و وضعیت جسمانیاش به حدی وخیم است که این روزها با مرگ دست و پنجه نرم میکند. توکلی در پایان از مقاومت خود تا سر حد مرگ در مقابل خواستههای بازجویان گفتهاست.
محمد حسین مهرزاد آزاد شد
در پی اعلام سخنگوی قوه قضاییه مبنی بر آزادی ۶ تن از بازداشتشدگان روز ۱۸ تیر، محمد حسین مهرزاد از دانشجویان بازداشت شده در 18 تیرماه 86 در محل دفتر سازمان ادوار تحکیم عصر امروز با قرار وثیقه ازاد شد.
محمد حسین مهرزاد که دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه شمال است 22 روز در زندان اوین در بازداشت بسر برد.مهرزاد اولین دانشجوی آزاد شده از 6 فعال دانشجویی است که به گفته سخنگوی قوه قضاییه برای آنها قرار وثیقه صادر شده است.
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 0:16 ::
Link ::
سه شنبه نهم مرداد 1386
فشار بر مهدی عربشاهی
در بند ۲۰۹ زندان اوین
شنیده ها از وضعیت مهدی عربشاهی، یکی از سه دانشجوی زندانی دانشگاه علامه، حکایت از افزایش فشارها بر روی این یار دبستانی دارند.
شنیده شده که چند روز پیش مسئولین زندان اوین، مهدی را برای آزاد کردن به در خروجی آورده و پس از چند ساعت وی را دوباره به بند 209 بازگردانده اند . مهدی هم در اعتراض به این حرکت مسؤولین زندان که برای تخریب روحیه ی او انجام شده، به آنها گفته است که اعتصاب غذا خواهد کرد.
اخبار این فشار ها و همچنین عدم اجازه ملاقات وکلا با دانشجویان بیش از پیش خانواده ها را در مورد وضعیت فرزندانشان نگران کرده است
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 2:41 ::
Link ::
دوشنبه هشتم مرداد 1386
نامه ی سرگشاده ی صادق شجاعی
خطاب به رییس دانشگاه
صادق شجاعی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی که اخیراً از سوی کمیته انضباطی دانشگاه مورد اتهامات واهی قرار گرفت و به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد، در همین زمینه نامه ی زیر را خطاب به رییس دانشگاه منتشر کرد:
آقای بدرالدین شریعتی
ریاست انتصابی دانشگاه علامه ، بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاور میانه
سرقت، جعل، ایجاد آشوب و اخلال در نظم، اتهامات یکی از ارازل و اوباش که قرار است اعدام شود نیست. این اتهامات واهی را کمیته ی انضباطی به من زده و براساس آن حکم یک ترم منع موقت از تحصیل برایم صادر کرده است.
هر چند غم در بند بودن هم کلاسی های نازنین و بی گناهم مهدی عربشاهی، مرتضی اصلاحچی و امیریعقوبعلی مانع از آن است که توجه چندانی به حکم صادر شده داشته باشم، با این حال این چند خط را برای ثبت در تاریخ دانشگاه علامه مرقوم می کنم. ده روز زمان تعیین شده تا در صورت تمایل به حکم صادر شده اعتراض کنم، اما تصمیم گرفته ام به دلایل زیر از انجام آن خودداری نمایم:
- همانگونه که گفتم، در شرایط فعلی اگر مجالی برای اعتراض دارم، ترجیح مرجح می دهم که نسبت به بازداشت غیرقانونی دوستانم در دانشگاه علامه و همچنین دیگر دوستان آزاده ولی دربند اعتراض کنم تا نسبت به خیالبافی های کمیته ی انضباطی دانشگاه که از بسته بودن دست، به گشایش دایره ی اتهامات بی پایه و عجیب و غریب به دانشجویان می پردازد.
- شما را بخدا بگویید اصلاً به چه اعتراض کنم، قبل از آنکه یک نفر به من بگوید که چه دزدیده ام که متعلق به دانشگاه هم نبوده است، پیش از آنکه یک نفر از امضا کنندگان حکم منع موقت از تحصیل این جانب نشان دهد که کدام سند دولتی را خارج از دانشگاه جعل کرده ام، که کدام بلوا را ایجاد کرده و چگونه نظم دانشگاه را مختل نموده ام؟
- قصد دارم این حکم قطعی شود تا بعنوان شاهدی بر مظلومیت دانشجو و مثالی بر حاکمیت تفکر غیرآکادمیک بر دانشگاه برای همیشه در تاریخ علامه باقی بماند، باشد که آیندگان درس گیرند.
- نمی خواهم وجدان آقایان را به دردسر بیندازم که خودتان خوب می دانید اتهام ناروا آن هم از این نوع به دانشجو زدن چه معصیت بزرگی است.
تأکید می کنم که ایمان دارم دانشجویانی که به ضرب زنجیر و زندان از حق گویی خود بازنایستاده اند، با یکی دو ترم منع از تحصیل هیچ گاه قامت خم نخواهند کرد.
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 12:27 ::
Link ::
دوشنبه هشتم مرداد 1386
امیر یعقوبعلی را آزاد کنید
این وبلاگ توسط کمیته تلاش برای رهایی امیر یعقوبعلی، دانشجوی علوم ارتباطات دانشگاه علامه و عضو کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز راه اندازی شده است.
در دفاع از لبخند تو
که یقین است و باور است
دریا به جرعه یی که تو از چاه خورده ای حسادت می کند
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 3:37 ::
Link ::
سیاسی - دانشجویی
پنجشنبه چهارم مرداد 1386
بی خبری از وضعیت ۶ فعال دانشجویی در بند
در حالیکه نزدیک به دوهفته از آغاز اعتصاب غدای مجید توکلی،احمد قصابان،احسان منصوری،کیوان انصاری،ابوالفضل جهاندار و سعید درخشندی می گذرد هیچ خبری از وضعیت سلامتی آنان در دست نیست و مسولان زندان از ارائه هرگونه خبری در این خصوص خودداری می کنند.این در حالیست که چند روز گذشته اخبار نگران کننده ای راجع به وضعیت وخیم سلامتی این فعلان دانشجویی منتشر شده بود.
گفتنیست مجید توکلی ، احمد قصابان و احسان منصوری طی روزهای بازداشت خود توسط تیم امنیتی پرونده تحت شکنجه های قرون وسطایی برای اعتراف به گناه ناکرده قرار داشته اند که در انها حتی از شلاق و کابل هم برای شکنجه استفاده شده بود.آنان در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده و عدم صدور وثیقه و قرار آزادی برای خود و نیز اعمال شکنجه و فشار برای اخذ اعتراف دست به اعتصاب غذا زده اند.همچنین دکتر کیوان انصاری،سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار که از یک سال پیش در بند ۲۰۹ اوین به سر می برند نیز در اعتراض به ادامه بازداشت خود در بند ۲۰۹ و عدم برگزاری دادگاه تجدید نظر و نیز اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان بازداشتی پلی تکنیک،دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تحکیم دست به اعتصاب غذا زده اند.
پس از پخش اعترافگیری اجباری تلویزیون نوبت به دانشجویان رسید
پس از پخش اعترافات “هاله اسفندیاری” و “کیان تاج بخش” و “رامین جهانبگلو” از تلوزیون ایران و به رغم واکنش منفی جامعه ایران و جامعه بین المللی نسبت به پخش این نوع اعترافات اجباری و تحت شکنجه، نیرو های امنیتی اصرار دارند به این شیوه پروژه ها و اعتراف گیری های اجباری ادامه دهند.خبرها حاکی است که احمد قصابان مدیر مسئول نشریه دانشجویی سحر دانشگاه صنعتی امیرکبیر که از اردیبهشت ماه امسال در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد، به اتاق اعتراف گیری در زندان اوین برده شد و بازجویان او را جهت اعتراف تلویزیونی تحت فشار قرار دادند. اما وی از اعتراف در جلو دوربین خود داری کرد که با تهدید شدید بازجویان مبنی بر انتقال مجدد وی به سلول انفرادی و تبدیل وضعیت وی به شرایط پیش از انتقال به بند عمومی مواجه شد اما همچنان از اعتراف کردن در جلو دوربین خودداری کرد.گفتنی است خانواده های احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری سه دانشجوی بازداشتی امیرکبیر طی نامه ای به آیت الله شاهرودی رییس قوه قضاییه پرده از شکنجه های جسمی و روحی هولناکی برداشتند که دانشجویان در مدت بازداشت با آن مواجه بودند. این نامه بر نگرانی ها نسبت به وضعیت دانشجویان دربند امیرکبیر افروده است.
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 21:18 ::
Link ::
پنجشنبه چهارم مرداد 1386
کدیور: آیا شأن دانشجو از ملوان انگلیسی کمتر است؟
جمعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت با دکتر محسن کدیور دیدار و درباره ی بازداشتهای اخیر دانشجویان صحبت کردند.
در این دیدار دکتر کدیور با اشاره به جمله ی مشهور "زندان دانشگاه است" که روی دیوار حیاط اوین با خطوط درشت نوشته شده گفت: "این جمله از جهاتی درست است زیرا این دانشجویان می توانند درس شهامت، استقامت و حق طلبی را آنجا بیاموزند. البته با فشارهایی که به دانشگاه وارد می شود شاید امروز بهتر باشد بگوییم: دانشگاه زندان است!" این استاد دانشگاه اضافه کرد: "طبق قانون اساسی، اعتراض مسالمت آمیز حق هر شهروند ايراني است. آیا تحصن آرام شش دانشجو در صبح زود، خلاف قانون است؟ پس این دانشجویان کجا باید اعتراض خود را بیان کنند؟ مگر به آنها اجازه می دهند که در رسانه ها حرف خود را بزنند؟ این عدم تحمل باعث تأسف است زیرا یک حکومت مقتدر باید قادر باشد که مخالفان مسالمت جو و منتقدان قانوني خود را تحمل کند. حکومت مقتدر با اعتراض آرام و قانونی شش دانشجو متزلزل نمی شود. وقتی برای چنین موضوعاتی پای نیروهای امنیتی به میان می آید یعنی اقتدار وجود ندارد. مسؤولین باید پاسخ بدهند که تخلف این دانشجویان چه بوده است که بدون اخطار قبلی بازداشت شدند؟ چرا بدون ارائه ی حکم دادستانی و با شلیک گلوله و با خشونت به دفتر یک حزب قانونی حمله شده است؟ اگر نیروهای امنیتی حقوق شهروندي افراد را نگه ندارند پس چه فرقی با نیروهای امنیتی قبل از انقلاب دارند؟ با صراحت می پرسم آقای مؤمنی و دانشجویان بازداشتی، به کدام مجوز قانونی بازداشت شده اند؟ این برخوردها غیر قانونی است و پیام جناحی است که به دنبال سرکوب تمام تشکلهای قانونی و مدنی است و در گذشته نیز با دانشجویان، معلمان، کارگران و زنان برخورد کرده است. اما امنیتی که با سرکوب بوجود بیاید پایدار نیست و جامعه ی بدون منتقد، جامعه ی سالمی نیست."
دكتر کدیور با اشاره به این که "معنای واقعي مهرورزی و عدالت را باید از دانشجویانی پرسید که در انفرادی هستند" ادامه داد: "هنر این نیست که منتقدان قانونی را به غیر قانونی و انتقاد علنی را به انتقاد زیرزمینی تبدیل کنند، بلکه یک حکومت مقتدر باید مخالفان غیرقانونی و خشن را تبدیل به مخالفان قانونی و مسالمت جو کند". وی با اشاره به صحبت های رییس قوه ی قضاییه، گفت: "ایشان در مذمت زندان صحبت می کنند و حتی سمیناری برای نفی زندان برگزار کردند. اما همزمان با صحبت های ایشان، فعالان دانشجویی و کارگری به زندان می افتند. در نتیجه از دو حال خارج نیست. یا اینکه ایشان در قوه ی قضاییه اقتدار كافي ندارند یا این که با ملت مطايبه می کنند! ای کاش کسانی که دانشجویان را زندانی می کنند، خودشان حداقل یک شب زندان را تجربه می کردند تا بدانند بدترین اهانت به يك انسان این است که آزادی اش سلب شود". وی با ابراز تأسف از پایین بودن رتبه ی علمی ایران در جهان گفت: "این ها نتیجه ی بی مهری حکومت با دانشگاه است. دانش ورزی امنیت فرهنگی می خواهد. هنر نیست که دانشگاه را به گورستان تبدیل کنیم."
این استاد دانشگاه گفت: "در جریان اشغال سفارت آمریکا برای نشان دادن غیرت اسلامی، زنان بازداشتی را خیلی زود آزاد کردند و همچنین در ماجرای ملوانان انگلیسی. باید پرسید آیا خانم بهاره هدایت که یک دختر دانشجوی ایرانی است، شأنش از یک ملوان انگلیسی یا کارمند زن سفارت آمریکا کمتر است؟ آیا رفتاری که با ایشان می شود با غیرت اسلامی سازگار است؟ باز جای شکرش باقی است که اگر در امور دیگر تساوی بین زن و مرد وجود ندارد، اما در زندان و بازداشت و پرونده سازی، تساوی هست!!"
وی با اشاره به اعترافات اخير تلویزیونی گفت: "این یک پروژه ی نخ نما و یک سیاست اشتباه است زیرا هیچ حکومت مقتدری نمی آید یک خانم شست و چند ساله را وادار به اعتراف تلویزیونی کند. ضمن این که اعتراف تحت شرایط زندان بی ارزش است. اگر کسی حرفی دارد باید در آزادی و اختیار بزند. کسی حق ندارد دیگران را وادار کند بر خلاف اعتقادشان حرف بزنند."
وی با اشاره به سیره ی امام علی (ع) در برخورد با مخالفین گفت: "علی (ع) هرگز با مخالفان خود ناجوانمردانه برخورد نکرد و همه مخالفانش تا وقتی که دست به اسلحه نبرده بودند می توانستند به طور مسالمت آمیز به او انتقاد کنند و حتی حقوق آنها را از بیت المال قطع نمی کرد. حال در آستانه تولد اميرالمؤمنين قاطعانه باید پرسید که این شیوه ی برخورد با دانشجویان، علوی است؟"
اين روشنفكر ديني در جواب یکی از دانشجویان حاضر در جمع که درباره ی کم کاری روشنفکران سوال کرد، گفت: "روشنفکر نمی تواند از جامعه جدا باشد. نمی توان نقصیر را به گردن یک فرد یا یک گروه انداخت. پیش نیازهای رسیدن به دموکراسی در جامعه ی ما ضعيف است. مثلا به لحاظ اقتصادی، وابستگی مردم به دولت یکی از موانع حصول دموکراسی است. یا به لحاظ فرهنگی، نازل بودن نرخ مطالعه و ریاکاری و ... معضلاتی هستند که استبداد را بازتوليد مي كنند. زير ساختها معیوب است و به همین خاطر باید آگاهی بخشی کرد و از متهم کردن یکدیگر پرهیز نمود. در كنار نقد قدرت سياسي و استبداد ديني، اصلاحات را از خودمان شروع كنيم. "
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 18:34 ::
Link ::
سیاسی - دانشجویی
سه شنبه دوم مرداد 1386
وضعیت امیر یعقوبعلی در ابهام است
هستیا اندیش: بعد از گذشت ۱۳روز از دستگیری امیر یعقوبعلی،امیر هیچ تماسی با خانواده نگرفته است و با مراجعه آنان به زندان اوین مامورین اظهار داشتند که هیچ اطلاعاتی مبنی بر حضور یا عدم حضور وی در زندان نخواهند داد و هر گونه اطلاعاتی تنها با اجازه قاضی پرونده صورت خواهد گرفت و قاضی سبحانی در مقابل در خواست ملاقات خانواده گفته است امکان هیچگونه ملاقا ت و یا تماس تلفنی وجود ندارد. بنا براین خانواده همچنان در سر در گمی ودلتنگی به سر می برند چرا که نه با فرزندشان ارتباطی برقرار کردند و نه حتی جرم او را می دانند و متاسفانه از مراجع قضایی نیز پاسخ روشنی دریافت نمی کنند.
بیانیهی شماره ۲ کانون هستیا اندیش در مورد وضعیت مبهم امیر یعقوبعلی
در حالی ۱۳ روز از بازداشت امیر یعقوبعلی، روزنامهنگار، فعال دانشجویی، عضو کمپین یک میلیون امضاء و کانون هستیا اندیش میگذرد که او تاکنون از ابتداییترین حقوقش، از جمله ملاقات و حتا تماس با خانواده محروم بوده است. در عین حال مسئولان بر خلاف موازین قانونی، از دادن هر گونه خبری نسبت به وضعیت بازداشت و نگهداری امیر یعقوبعلی به خانوادهاش طفره میروند.امیر بیستم مرداد ماه به جرم نانوشته حرف زدن با مردم در مورد قوانین تبعیضآمیز و هنگام جمعآوری امضاء برای "کمپین تغییر برای برابری" دستگیر و ابتدا به مدت ۴روز به طور غیر قانونی در بازداشت موقت به سر برد. اما زمانی که خانواده و دوستان وی در مقابل دادگاه انقلاب، با وعدهی قاضی پرونده در انتظار آزادیش با قرار وثیقه بودند، به دلایل واهی مانند همکاری با روزنامههای داخلی به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.در شرایطی که به دلیل خفقان و سرکوب فضای عمومی و دانشگاهی، سیل احضارها، بازداشتها، احکام سنگین کمیتههای انضباطی و دادگاهها برای فعالان دانشجویی، زنان، کارگران، معلمان، روزنامهنگاران و قومیتها روبه افزایش است، از۲۲ خرداد سال گذشته تا کنون، شاهد بازداشت غیرقانونی نزدیک به ۱۲۰ تن از فعالان حوزهی زنان بودهایم که بدون هیچ اتهام مشخصی راهی اوین شدهاند.دستگیری اعضای شواری مرکزی و ادوار تحکیم در سالگرد ۱۸ تیر، ربوده شدن منصور اسالو و به دنبال آن بازداشت امیر یعقوبعلی از فعالان اجتماعی، فضای جامعه را بیش از گذشته به سمت امنیتی شدن سوق داده است و این نشان میدهد که جمهوری اسلامی حتا مسالمت آمیزترین اعتراضها و انتقادها را که حق هر شهروندیست تاب نیاورده و تجمع ۶ نفر را که خواهان آزادی دانشجویان زندانی هستند، سرکوب میکند، فعال کارگری را که به دنبال احقاق حقوق صنفیاش است، در مقابل چشم مردم میرباید و یک فعال حوزهی زنان را هنگام جمعآوری امضاء بازداشت و با این اتهام که مردان حق ندارند، در حوزهی زنان فعالیت کنند، راهی اوین میکند.با اینکه مجموعه اقدامات مسالمتآمیز و بدون خشونت زنان از سوی دولتمردان اقدام علیه امنیت ملی تعریف میشود، جنبش زنان با انتخاب آگاهانه خویش برای ساختن فردایی بهتر و جهانی دیگر، همچون گذشته به فعالیتهای مسالمتآمیز خود در حالی ادامه میدهد که این بازداشتها، احضارها و احکام سنگین نه تنها خللی در اراده مصمم ما به وجود نخواهد آورد که به اتحاد و انسجام هر چه بیشترمان نیز خواهد انجامید.و اینک اعلام میکنیم در حمایت از امیر یعقوبعلی همچنان پیگیر وضعیت او بوده و خواهان آزادی هر چه سریعتر این دانشجوی فعال حوزهی زنان هستیم.
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 20:1 ::
Link ::
رنج نامه
سه شنبه دوم مرداد 1386
خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان و احسان منصوري طي رنجنامه اي افشاگرانه خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي:
آنچه كه در زندان بر اين سه دانشجو رفته است
خانواده هاي مجيد توكلي،احمد قصابان و احسان منصوري طي رنجنامه اي افشاگرانه خطاب به آيت الله هاشمي شاهرودي ،آنچه را كه در زندان بر اين سه دانشجو رفته است را آشكار نمودند.در اين نامه كه با گذشت ۸۰ روز از بازداشت اين سه نفر نوشته شده است به آزارهاي جسمي و رواني كه در زندان رخ داده است اشاره شده و از قوه قضاييه درخواست پيگيري اين وضعيت شده است.
متن اين نامه به شرح زير مي باشد.
بسمه تعالي
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
رياست محترم قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي هاشمي شاهرودي
با سلام و تحيت
اين چهارمين نامه اي است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالي مي نگاريم.
همان طور که مي دانيد طي نامه هاي گذشته نگراني خود را نسبت به آزار و اذيت جسمي و روحي فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نموديم و از حضرتعالي درخواست نموديم به عنوان عالي ترين مقام قضايي کشور مانع از تحقق چينن روندي شويد.هم اينک از جمع هشت دانشجوي زنداني ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزيز ما همچنان در زندان مي باشند.جناب آقاي شاهرودي
طي اين مدت طولاني هر آنچه از وضعيت فرزندانمان در زندان شنيديم،هيچ نگفتيم و به اميد عدالت دستگاه قضايي و آزادي دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آميز فرو بستيم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادي ۵ دانشجوي ديگر با شنيدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول هاي انفرادي بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زير به استحضار مي رسانيم:
آزارهاي رواني :
۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال اعضاي خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است.
۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده
۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد
۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي
آزار هاي جسمي :
۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند .
۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است .
۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري
۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند .
۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …
جناب آقاي شاهرودي
كلمه كلمه آنچه كه در بالا آمده است همچون تيري بر قلب ما نشسته است وباز هم اين سوال را تكرار مي كنيم كه مگر يك جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه ميزان شكنجه و فشار را دارد،گرچه چنين فشارهايي آن هم طي ۸۰ روز براي هيچ كس قابل تحمل نيست .و بازاين سوال را مطرح مي كنيم كه آيا اعترافاتي كه از طريق بدست آيد قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنيتي تلاش دارد در حالي كه چند جوان مسلمان خود توهين به ائمه(ع) و حجاب را محكوم مي كنند با زور به آنها القا نمايد كه نشريات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگيرد.هدف از بررسي اين پرونده يافتن حقيقت و ممانعت از تكرار مجدد چنين اتفاقاتي بوده است و يا متهم كردن چند دانشجوي بي گناه به هر قيمت.
آن چه روي داده است آنچنان با قوانين اساسي ،حقوقي، شهروندي ونيز دين و اخلاق فاصله دارد،كه ديگر نه جايي براي شكوه كردن از نقض قانون ودين و اخلاق است و نه نايي براي ما براي تكرار مكررات پيشين.تنها اين را مي دانيم كه هر آنچه كه در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شديد ترين فشارهاي روحي و جسمي كه به بخشي از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هيچ يك از اين اعترافات را قبول نداريم و سخناني از آنها قابل قبول است كه در فضاي آزاد و بيرون از زندان گفته شود.جناب آقاي شاهرودي
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جويانه جنابعالي هستيم تا بار ديگر بارقه اميد به اجراي عدالت در دلهاي سوخته مان روشن شود و باور کنيم که دانشجويان نخبه اين کشور که آينده سازان فرداي کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان ميراث داران فرداي ايران نگريسته مي شوند و هرگز به کسي اجازه داده نمي شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نمايد.
بي شک همه ما در پيشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوي همه اعمال خود خواهيم بود.درخواست ما از جنابعالي آن است که با پي گيري هاي ويژه، ضمن پايان اين روند در بررسي پرونده نشريات دانشجويي جعلي در يکي از زيرمجموعه هاي دستگاه قضايي اجازه تضييع حق عزيزان دربندمان را ندهيد و دستور آزادي آنان را صادر فرماييد.
با تشكر و تجديد احترام
خانواده هاي سه دانشجوي زنداني :مجيد توكلي،احمد قصابان،احسان منصوري
منبع : خبرنامه امیرکبیر
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 15:17 ::
Link ::
برای مرتضی اصلاحچی
سه شنبه دوم مرداد 1386
از وبلاگ میثم قهوه چیان: نوشتن در باره اش سخت است واژه ها نمي توانند توصيف اش كنند چه با اين كار به بندش مي كشند و هيچ بندي نمي توانست او را ببندد. مرتضي اصلاحچي دوست و همكلاسي ام كه از سال 81 شرف دوست بودن با او را دارم. دوستان زيادي دارد از هر طيفي و عقيده اي و با همه راحت است و همه با او.
18 تير در دفتر ادوار تحكيم وحدت بود كه گرفتندش بي هيچ گناهي تنها به اين خاطر كه به سياست پرداخته يا نه تنها به اين خاطر كه با ظلم هاي رفته مخالف بود. در دانشگاه هم اذيتش مي كردند به اين بهانه كه دانشگاه را ناآرام كرده. اما من فكر مي كنم اگر او و دستانش نبودند دانشگاه تفاوتي با پادگان نمي كرد و نيز اگر او و مانند های او در جامعه سياسي نبودند ايران فرقي با چين نداشت.
فراتر از خود بود. فراتر از خانواده اش فراتر از همسرش. تلاش هايش در راستاي برابري و آزادي مسالمت آميز بود اما برخورد با او نامسالمت آميز و كينه جويانه. خواب تاريك انديشان را بد بر هم زده بود. از افق نياز هاي خود فراتر را مي ديد و خانواده اش مدام نگرانش بودند. نكن مرتضی، نرو مرتضي اما او مي رفت و فرياد مي زد چرا كه متعلق به خود نبود. آرمانش او را در راه تحقق خويش استخدام كرده بود. و او در صرف ماده نمانده بود او به حوزه ي روح هم تعلق داشت. روح آزادي خواهي روح حق طلبي و همين فراتر از خود بودن برايش گران تمام شد. زنداني اش كردند غافل از اين كه مرتضي را نمي توان زنداني كرد و همين طور ديگران همراهش را آنها در عين حال كه خود بودند در دل ديگراني كه برايشان بودند تكثير شده بودند. مرتضي فراتر از خود بود.
آزادي ات را از خدا مي خواهم چون دوستت دارم. چون روزهاي شادي را با تو سپري كرده بودم. چون با تو دعوا كرده ام. و چون تو را تحسين مي كنم. مردي فراتر از خود. با ايماني به سختي آهن و با قلب به گرمي خورشيد. راهت پاينده خواهد بود و پيروزي نزديك است و آزادي ات نيز.
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 0:21 ::
Link ::