بی شما باز آمدیم
یکشنبه یکم مهر 1386
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید *** مشکل حکایتی ست که تقریر میکنند
زمان اردیبهشت وخرداد یک هزاروسیصد وهشتادوشش:
برای ابتدای رنجنامه مان اردیبهشت وخرداد را برگزیده بودیم ، هر چند آغاز رنج و ژرفای آن بیش از این گفتگوهاست . با این حال گویا که بایست به عقب تر رفت و مهر ماه 84 اگرابتدای این داستان باشد رواست . نه؟
از همان نیمه شب تلخی که با واردشدن کوتوله ها از زیر در و لوله بخاری و درز و دالان پنهان این تالار متعفن و تکیه زدن و نشستن به گرد میز هزار گوشه سیاسی ایران کار مهر ورزی بالا گرفت و چهره ی دژم الگاریشی از پس پرده ی عدالت محوری نمایان شد ؛ ریاست انتصابی دانشگاه علامه هم که گویا روزی روزگاری باغچه دار یا آینه نگاه دار و آفتابه بیار کسی بوده است . تکیه بر جایگاه بزرگان علم ودانش این مرزوبوم زد و وردای چرکین ریاست بزرگترین دانشگاه انسانی خاورمیانه را بر تن کرد . کار دانشگاه نیز بالا گرفت . اینجاست که روا میدانم بگویم بزرگترین دانشگاه انسانی بزرگترین پایگاه تحجر و ارتجاع شد.
ایشان در مدت کمتر از 2 سال با سو مدیریت خویش و مجموعه مدیران و معاونان زیر دست خود موجبات فراهم آمدن مشکلات بی پایانی برای اساتید و دانشجویان این دانشگاه گردید . فشارها وهجمه های همه سویه بر تشکل های قانونی دانشجویی ، نشریات دانشجویی ، برخوردهای نادرست با مقوله های فرهنگی همچو حجاب ونوع پوشش ( که یک دفعه نفهمدیدم با کدام تبصره و لای کدام پوشه روی میز ایشان قرار گرفت) ، امنیتی کردن فضای دانشکده ها به بهانه های واهی و کهنه و تکراری ، همه و همه بزرگترین دانشگاه انسانی خاورمیانه را به خراب آبادی تبدیل نمود که میبینیم .
ازین رو ، همگان یک پارچه فریاد گشتیم واندیشه دست یافتن به بدیهی ترین حقوقمان ما را از سکوت روزمرگی هامان برحذر داشت وبه منظور پیگیری ومطالبات برحقمان از مسئولین دانشگاه خواستار پاسخی مناسب به همه این نقدهای وارده بر عملکردشان وسو تدبیرشان در برخورد با مسائل پیش آمده در یک محیط آکادمیک که نه در یک پادگان نظامی ، شدند.
درهمین زمانی که دانشگاه علامه سراسر اعتراض بود وفریاد دریک اقدام بی سابقه هیئیت نظارت دانشگاه اقدام به لغو مجوز انجمن اسلامی که قدیمی ترین تشکل دانشجویی این دانشگاه نیز می باشد ، نمود وطبق دستوری به اعضای این تشکل مهلت یک هفته داده شد تا اقدام به تخلیه وتحویل دفاتر خود در دانشکده ها نمایند. گویا این جا همان جایست که حافظ میگفت : تخت و مسند جم میرود به باد .
اعضای انجمن اسلامی دانشجویان نیز که تا کنون امیدوار به رفع مشکلات پیش آمده از طرق قانونی ومسالمت آمیز بودند هنگامی که با چنین حکم حراستی امنیتی که می خواست آخرین بارقه نور حقیقت خواهی وگفتمان را نیز ازدانشجویان منتقد گرفته ودانشگاه را گورستان مهرورزیها کرده و آرامش قبرستانی را بر آن مستولی گرداند اقدام به در میان نهادن مشکلات و حکم صادره با دانشجویان نمودند ودانشحویان که این بار آخرین سنگر آزادی را نیز در خطر می دیدند و فردا روزی که عمله های استبداد وارتجاع آخرین خاکریز دموکراسی خواهی و آزاد اندیشی را نیز دردانشگاه فتح کرده باشند آن چنان دور نمی دیدند دیگر تاب نیاورده و با برپایی تجمعات خود جوش و صنفی پی درپی دردانشکده های مختلف وپردیس مرکزی دانشگاه اعتراض خود را نسبت به صدور این حکم امنیتی حراستی نشان داده وخواستار برخورداری از ابتدایی ترین حقوق دانشجویی خویش که همانا حق برخورداری از تشکل های آزاد وانتخاباتی که اعضای آن با رای مستقیم آنها انتخاب شده باشد ونماینده واقعی آنها باشد نه با انتصاب مسئولینی که چون خود انتصابی ! با عینک انتصاب گونه به همه چیز می نگرند! بودند.
وبدین ترتیب با حمایتی که قاطبه دانشجویان از انجمن اسلامی دانشجویان نمودند وبه مدد ویاری دوستان هوشیارمان که با ایجاد حلقه های انسانی خویش از صندوق های آرا دانشجویان محافظت نمودند وحتی با تهدیدهای مکرر مسئولین نیز حاضر به عقب نشینی نبودند انتخابات در دانشکده ها برگزار گردید واعضای منتخب دانشجویی به تشکیل انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه به رغم تمام سنگ اندازی ها و مهرورزی ها و عدالت محوری !
به عنوان تنها تشکلی که مشروعیت خودرا وامدار دانشجویان است نه مدیریت وحراست آن ،پرداختند .
زمان مهر ماه یک هزاروسیصد وهشتادوشش:
33 نفر از یاران دبستانیمان در دانشگاه احکام سنگین کمیته های انضباطی را در پرونده های تحصیلی خویش به یدک می کشند آن هم به بهانه های واهی که تنها نشان از ضعف مدیریتی دارد که تاب شنیدن کوچکترین نوای انتقادی را هم ندارد.
19 نفر از این دوستانمان با حکم حراست دانشگاه از حق تحصیل خود در این ترم محروم گردیده اند و از ورود آنان به دانشگاه جلوگیری می شود ! جای تک تک این دوستانم امروز در صحن داشگاه خالی است جای عسل و شیما ومهدیه نازنین که دغدغه هاشان برای از بین رفتن هرگونه تبعیض موجود بر علیه زنان زجر کشیده این مرزوبوم همیشه برایم ستودنی بود.
جای سلیمان گرامی که تلاش و همتش برای روایت کردن ظلم مضاعفی که همواره بر منطقه کردنشین ایران می رود ستودنی است و البته به گمانم امروز هم 3 ترم تعلیق ومنع او از تحصیل که سنگین ترین حکم را در بین دوستان تعلیقی ام دارد ، خود روایت دوباره ظلم ظالم وایستادگی مردمان پاکباز این خطه است.
صادق عزیز که پیشتر ها هم مهمان دیوارهای اوین بوده و امروز نیز با ایمان به اینکه مرد را دردی اگر باشد خوش است ؛ ایستاده است و دردمندی اش شکوه پایداری را برایمان نشان زد میکند.
مجید وعلیرضا ی گرانقدر که در همه آن روزهای تب کرده و عبوس خرداد ماه با تمام فشارهای وارده از سوی نهادهای امنیتی دانشگاه بی آنکه به این تهدیدها وقعی بنهند همواره جانانه به دفاع ازانجمن و آرمان های پاک و بی بدیل جنبش دانشجویی پرداختند .
امیر عزیز که دفاع از حقوق بشر را همواره در سر لوحه اعمال خویش قرار داده وامروز هم وکیل سنگر سازان بی سنگر عرصه آزادی در دانشگاه است.
رشید گرامی که حکم تعلیقش به مثابه اخراج اوست اما همچنان آرام و متین بی هیچ ادعایی راه پر فراز ونشیب خویش را در جنبش دانشجویی طی طریق می کند.
امیر عزیز که امسال واحد های تابستانی را هم در زندان ،که نه! در دانشگاه اوین دانشکده 209 گذراند.
امیر حسین عزیز که پیگیری مداوم ودغدغه های تشکیلاتی اش برای تک تکمان درسی است بزرگ واز یاد نرفتنی.
عماد، علی رضا، علی ،فهیمه ، ماندانا، سعید، ایوب ، محمد همگی این ترم از حضور در کلاس های خویش محروم گشته اند ولی گرچه این دوستانم در دانشگاه نیستند برای همیشه در تاریخ بلند آزادی خواهی دانشگاه علامه خواهند ماند جاودان واستوار .
*
امروز که نخستین روز از مهر است ، دانشگاه خالیست . نه ،گویا از مدتها پیش خالیست . از آن روزی که دولت مهرورز ، مهروزی هایش دامان پاک یارانمان را گرفت دانشگاه خالیست . درواقع میتوان گفت از روزی که دوگماتیسم مهرورز ! به طوری رسمی سرکار آمد . مهر را نیز به طور رسمی باد با خود برد . دیرگاهیست که دیگر باد را با باد آورده کاری نیست . اما کوشش دوستان ما در انجمن چنان بوده و خواهد بود که افتخار میکنیم باد هم نمیتواند آنرا با خود ببرد حتی اگر دفتر بسته باشد . بایست به این کوتوله های سبک مغز حالی کرد که صندلی و کفشی که از آن سود میبرند از وجودشان پاکتر است .
Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 0:9 ::
Link ::