امیر جان تولدت مبارک
۲۱۵ ساعت در بند
عسل نگاشت: سه شنبه تولد امیر بود...برای من اولین تولدی بود که بدون صاحب تولد برگزار می کردیم و امیدوارم آخرین تولدی هم باشه که بدون مولود بود.این روزها امیر یک لحظه از جلوی چشمهام دور نمی شه..همیشه هست و هر چیز کوچیکی امیر و تداعی می کنه.تازه فهمیدم که چقدر دوست خوبی بوده و الان برای آزادیش لحظه شماری می کنم.در وصف تولدش هیچی نمی تونم بگم چون خیلی غمگین بودم.فقط فکر می کردم الان خودش در چه وضعیتی هست و نمی تونستم خوش بینانه ترین حالت ها را در نظر بگیرم.امسال تولدش با هر سال فرق داشت، امیر در ۲۰ سالگی روز تولدش جایی بود که حقش نبود ، امیر در زندان بود به جرم انسان بودنش،او یک انسان بود در این نظام مردسالار، نظامی که تاب دیدن مردهایی از جنس دیگر را ندارد، امیر را به جرم دگرگونه بودن و دگرگونه خواهی به اوین منتقل کردند.خانواده او را نگران و پریشان کردند،آنها پریشانند چون پسرشان انسان است و این انسان خارج از جنسیت برایش تعریف می شود.بیشتر از این نمی تونم بگم،امشب وقتی در کانال ۱ به اصطلاح اعترافات هاله اسفندیاری و جهانبگلو و تاج بخش را می دیدم علاوه بر این که از سیاست جمهوری اسلامی خنده ام گرفته بود به خاطر بودن امیر در چنگال این سیاست قلبم در سینه ام منفجر شد.به خانواده امیر فعالان حقوق زنان قول دادند که تا لحظه آزادی کنارشون باشند و هر کاری که از دستشون بر می یاد در حق امیر و خانواده اش می کنند.به امید روزی که اشکی که در چشمان سپیده و مادرش بود به اشک شوق دیدار امیر تبدیل شود.
عکس ها و بقیه مطالب را در عسل نگاشت و روزمرگی ها بخوانید

