تبليغاتX
.: علامه بلاگ :.

علامه بلاگ

Home :: Rss :: Archives:: Contact

About Us

  • من
    سالهای سال
    نان سفید گندم را
    بر تخته سیاه کلاسم تدریس کردم
    بیچاره دانش آموز!
    در باورش نشسته که نان هم
    مثل هوای مسموم
    در روستا و شهر فراوان است!

Linkdump

آرشیو پیوندهای روزانه

Archives

BlogRoll

Detail

Search


دوشنبه هشتم مرداد 1386

نامه ی سرگشاده ی صادق شجاعی

خطاب به رییس دانشگاه

 

صادق شجاعی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی که اخیراً از سوی کمیته انضباطی دانشگاه مورد اتهامات واهی قرار گرفت و به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد، در همین زمینه نامه ی زیر را خطاب به رییس دانشگاه منتشر کرد:

 

آقای بدرالدین شریعتی

ریاست انتصابی دانشگاه علامه ، بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاور میانه

 

سرقت، جعل، ایجاد آشوب و اخلال در نظم، اتهامات یکی از ارازل و اوباش که قرار است اعدام شود نیست. این اتهامات واهی را کمیته ی انضباطی به من زده و براساس آن حکم یک ترم منع موقت از تحصیل برایم صادر کرده است.

هر چند غم در بند بودن هم کلاسی های نازنین و بی گناهم مهدی عربشاهی، مرتضی اصلاحچی و امیریعقوبعلی مانع از آن است که توجه چندانی به حکم صادر شده داشته باشم، با این حال این چند خط را برای ثبت در تاریخ دانشگاه علامه مرقوم می کنم. ده روز زمان تعیین شده تا در صورت تمایل به حکم صادر شده اعتراض کنم، اما تصمیم گرفته ام به دلایل زیر از انجام آن خودداری نمایم:

  1. همانگونه که گفتم، در شرایط فعلی اگر مجالی برای اعتراض دارم، ترجیح مرجح می دهم که نسبت به بازداشت غیرقانونی دوستانم در دانشگاه علامه و همچنین دیگر دوستان آزاده ولی دربند اعتراض کنم تا نسبت به خیالبافی های کمیته ی انضباطی دانشگاه که از بسته بودن دست، به گشایش دایره ی اتهامات بی پایه و عجیب و غریب به دانشجویان می پردازد.
  2. شما را بخدا بگویید اصلاً به چه اعتراض کنم، قبل از آنکه یک نفر به من بگوید که چه دزدیده ام که متعلق به دانشگاه هم نبوده است، پیش از آنکه یک نفر از امضا کنندگان حکم منع موقت از تحصیل این جانب نشان دهد که کدام سند دولتی را خارج از دانشگاه جعل کرده ام، که کدام بلوا را ایجاد کرده و چگونه نظم دانشگاه را مختل نموده ام؟
  3. قصد دارم این حکم قطعی شود تا بعنوان شاهدی بر مظلومیت دانشجو و مثالی بر حاکمیت تفکر غیرآکادمیک بر دانشگاه برای همیشه در تاریخ علامه باقی بماند، باشد که آیندگان درس گیرند.
  4. نمی خواهم وجدان آقایان را به دردسر بیندازم که خودتان خوب می دانید اتهام ناروا آن هم از این نوع به دانشجو زدن چه معصیت بزرگی است.

تأکید می کنم که ایمان دارم دانشجویانی که به ضرب زنجیر و زندان از حق گویی خود بازنایستاده اند، با یکی دو ترم منع از تحصیل هیچ گاه قامت خم نخواهند کرد.



Postetd by دانشجوی علامه طباطبایی :: At 12:27 :: Link ::